ملک ستیز

واژهٔ نخبه(élite)از زبان فرانسوی  به فارسی ترویج یافته است. این واژه در دوران تاریخ باستان از زبان لاتین eligere که معنای «برگزیدن» را می‌دهد، به ادبیات سیاسی راه پیدا کرده است. در ادبیات سیاسی معاصر، نخبهٔ سیاسی به فردی گفته می‌شود که با ارایهٔ دیدگاه‌ سیاسی بر حاکمیت سیاسی و جامعهٔ سیاسیِ برون از حاکمیت «اثر» وارد کند.

نخبه‌گان سیاسی کسانی‌ هستند که فرهنگ دکارت و کانت را در «شجاعت و روشن‌گری» ترجیح می‌دهند. واژهٔ نخبه‌گان سیاسی پس از انقلاب فرانسه و انقلاب اکتوبر روسیه جای‌گاه فراختری در ادبیات سیاسی پیدا کرد. نخبه‌گان سیاسی پیش‌آهنگان فکر سیاسی هستند. آن‌ها فکر سیاسی را از طریق تخصص، تجربه، ذکاوت، شجاعت و جرٲت به خورد جامعه می‌دهند. نخبه‌گان سیاسی می‌توانند در درون و بیرون از قدرت سیاسی نظریه‌پردازی کنند. نخبه‌گان سیاسیِ درون قدرت را می‌توان سیاست‌ورزان حاکمیت و نخبه‌گان بیرون قدرت را نخبه‌گان اصلاح طلب و یا تجددگرا نامید.

نخبهٔ سیاسی زمانی شناسایی می‌شود که جامعه، اندیشه‌های سیاسی او را مشروعیت و مقبولیت می‌بخشد و از آن حمایت می‌کند. نخبه‌بودن یک شخصیت را دیدگاه اجتماعی پیرامون نظریهء سیاسی او تعریف می‌کند. از این‌رو نخبه‌ها، معروف، محبوب و شهیر هستند. پس‌منظر هدف‌مند برای نخبه‌ٔ سیاسی را «تغییر» شکل می‌دهد. از این سبب است که نخبه‌ها فلسفهء تغییر را به فکر سیاسی تبدیل می‌کنند. برخی‌ها نخبه‌گان سیاسی را با رهبران سیاسی به اشتباه می‌گیرند. این در حالیست که نخبه‌گان بینش ارایه می‌دهند و رهبران آن‌را سازمان‌دهی و برنامه‌ریزی می‌کنند. رهبرانی‌که از ظرفیت نخبه‌گان سیاسی بهره‌مند هستند، رهبران جذاب‌تر و مقبول‌تر در اجتماع به‌حساب می‌آیند.

نخبه‌های قدرت دربرگیرندهٔ نخبه‌های سیاسی، دیوان سالاری، تکنوکراسی (حرفه‌ای)، روشن‌فکری، اکادمیک، رسانه‌ای و امنیتی (نظامی-استراتژیک) هستند. اگر دولتی بتواند این نخبه‌ها را انسجام داده و از آن‌ها در اعمال قدرت استفاده برد، تغییر و بهبود اجتناب‌ناپذیر می‌شود.

دولت‌های افغانستان به جایگاه نخبه‌گان توجه نداشته و  به آنان به دید دشمن می‌نگرند. به باور من، دولت‌ها باید بدانند که نخبه‌گان سیاسی جوهر نظام سیاسی هستند. زیرا نخبه‌گان سیاسی عقلانیت(Rational) را به قدرت سیاسی می بخشند. دیدگاه سیاسی نخبه‌گان، توسعه و اصلاحات را سبب می‌گردد. نگاه خصمانه به نخبه‌گان سیاسی، ریشه‌ها و ارزش‌های کثرت‌گرایی را می‌خشکاند. از سویی دیگر، نهادهای اپوزیسیون و جامعهٔ مدنی، به نخبه‌گان سیاسی نیازی مبرم دارند. چون «دیگراندیشی» که ویژه‌گی مهم این دو نهاد است از نخبه‌گان سیاسی نشأت می‌گیرد. اگر نخبه‌گان در مردم‌سالاری نقش نگیرند، انتخاب شهروندان دچار تناقض می‌شود. دموکراسی یعنی دسترسی به افکار سیاسی. اندیشه‌های سیاسی را نخبه‌گان برای گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی انسجام می‌بخشند. از این‌رو مهم‌ترین رسالت نخبه‌گان به‌کار اندازی اذهان سیاسی جامعه است. رسانه‌ها نیز به نخبه‌گان نیاز کلان دارند. رسانه‌هایی که نتوانند فکر و تحلیل سیاسی و اجتماعی ارایه دهند، رسانهء با رسالت نیستند. رسانه نباید حوادث را تحلیل کند، بلکه پیرامون وضعیت فکرسازی و تحلیل نماید. رسانه‌ها در ایجاد و استفاده از نخبه‌ها مهم‌ترین نقش را بازی می‌کنند. علمای کلاسیک سیاسی گفته اند: «حقوق قبل از همه منطق است». این‌جاست که نهاد های قانون‌ساز از آن جمع پارلمان‌ها نیاز اساسی به ‌همکاری با نخبه‌گان دارند. نخبه‌گان اطاق منابع نهادهای قانون‌ساز هستند. زیرا آن‌ها هستند که منطقی‌بودن فلسفهء قانون را مبرهن می‌سازند.  بدبینی و کم‌بها دادن به جای‌گاه و نقش نخبه‌گان سیاسی فرهنگ سیاسی جامعه را آسیب می‌رساند و جای آن‌را مطلق‌گرایی، تمامیت‌خواهی و خودخواهی می‌گیرد. کم‌بها دادن به نخبه‌گان سیاسی، گفت‌وشنود سازنده را میان مردم و حاکمیت را محدود می‌سازد، زیرا این گفت‌و شنود از نقد تهی گردیده و جای‌گزینی برای رفع نابسامانی‌های اجتماعی ارایه نمی‌شود.

در افغانستان وقتی نخبه‌گان سیاسی به قدرت نزدیک می‌شوند آماج نقد های گسترده قرار می‌گیرند. این رویکرد ناشی از کژاندیشی ما نسبت به‌ علوم سیاسی است. دلیلی که همه بر نخبه‌گان سیاسی در حاکمیت قهر می‌شوند و خرده می‌گیرند، بدبینی نسبت به‌قدرت سیاسی و مفهوم علوم سیاسی است که با تاسف در جامعهء ما خیلی مروج شده است. منتقدین بیش‌تر از همه بیروکراسیِ قدرت سیاسی را داوری می‌کنند و در این داوری نخبه‌گان سیاسی را قربانی قضاوت خویش می‌کنند. واقعیت این است که اگر حاکمیت سیاسی یا دولت با خرد سیاسی راه اندازی شود پی‌‌آمدهای مفید و ملموسی به‌بار می‌آورد. این رویکرد در سیاست ملی و سیاست خارجی قابل تصور است. در واقع مجموعهء از افکار نخبه‌گان سیاسی دکترین نظام سیاسی را شکل می‌دهند. پس چگونه می‌توان یک دولت را بدون دکترین سیاست داخلی و خارجی دانست. به باور من باید راهی برای هم‌گرایی میان نخبه‌گان و حاکمیت باز شود.

تمام حقوق محفوظ است.2016

سیاست
فرهنگ
فلسفه
فيسبوک ما را لايک کنيد ما را در تويتر تعقيب کنيد گوگل پلاس ما را دنبال کنيد آدرس آر اس اس ما